در خاطر منی
گمگشته
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن ازان به که ببندی و نپایی مدعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم نغمه بلبل شیراز نرفته است ز یادم دوستان عیب کنند که چرا دل به تو دادم باید اول به گفتن که چنین خوب چرایی دوست دار همه شما مهلا ای ساربان آهسته ران آرام جانم میرود وان دل که با خود داشتم با دل ستانم میرود در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد حالتی آمد که محراب به فریاد آمد ارزش یه احساس به شدتش نیست به مدتشه مثل نم نم بارون که کم کم میاد و به درازا میکشه آسمان هر کس به اندازه معرفت اوست بی شک آسمان تو بی انتهاست زندگی رنگ غروب داشت تو برام طلوع کشیدی من به انتها رسیدم تو برام شروع کشیدی دستام و گرفتی و دوباره امید رو دیدم روی گلبرگ های شب بو نقش خوشبختی کشیدم فاصله بین من و تو هفتا آسمون نگاه بود قلب من مثل همیشه بعد تو چه بی پناه بود حالا تو هستی کنارم با یه آسمون ستاره قصه عشق من و تو دیگه انتها نداره...................................... در غریبانه ترین لحظه تنهایی خویش چشمهایم را تقدیمت میکنم تا هیچ گاه به پاکی عشق مان شک نکنی دوستت دارم برگرد دلم برات تنگ شدههههههههههههههههههههه برگرد دلم خیلی گرفتههههههههه 













